حرف
// اگه باهات نیستم برات که هستم… اگه چشات نیستم نگات که هستم… اگه حرفات نیستم صدات که هستم… اگه خودم نیستم فدات که هستم //
چی بگم !!
حس این جور حرف ها دیگه نمونده ، بیشتر این نوع صحبت ها خودمی بمونه بهتره. نیازی به مطرح کردن عمومی نیست…
همیشه یه چیزی یه کسی هست که آدم منتظرش باشه و بخواد بهش برسه اما به دلایل مختلف بهش نمیرسه!
و گاهی هم نیازمند اندکی صبر.
بحث فلسفی هم که بخوام بکنم تا فردا صبح هم حرف بزنم، تموم نمیشه؛ بعضی قضایا هست که آدم خودش باید بهش برسه و دلیل و بحث کردن برای اون فرد نتیجه ای نداره
و اینم یه جک هماهنگ با وضایع شایع :
ملانصرالدین داشت سخنرانی می کرد که : هرکس چند زن داشته باشد به همان تعداد چراغ در بهشت برایش روشن می شود. ناگهان در میان جمعیت ، زن خود را دید. هول کرد و گفت : البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافی خاموش


